شورای همکاری خلیج فارس خواستار بازگشت ایران و آمریکا به گفت‌و‌گو شد ماکرون: با قاطعیت با کسانی که بی نظمی کردند برخورد می‌کنیم مقتدی صدر خواستار برگزاری تظاهرات در حمایت از آزادی حجاب شد هشدار قالیباف به دولت‌های منطقه: در صورت تخصیص امکانات به شرکت‌های هوش مصنوعی که در قتل کودکان ما شریک هستند، با واکنش ما رو‌به‌رو خواهید شد پارلمان مصر رأی‌گیری درباره حمایت نظامی از عربستان را به فردا موکول کرد نخست وزیر عراق دستور تشکیل کمیته بررسی علت انفجار در مقر الحشد الشعبی را صادر کرد درگیری پلیس و معترضان در خیابان‌های فرانسه/ ۴۰۰ نفر بازداشت شدند نتانیاهو: دشمنان ما در صدد تاثیرگذاری بر انتخابات هستند معترضان نزدیک کاخ الیزه تحصن کردند؛ سرکوب خشن مردم فرانسه توسط پلیس روایت الجزیره از دلیل درگیری‌های مرزی میان پاکستان و افغانستان شنیده شدن صدای چند انفجار در ریاض نیروی دریایی ارتش: تعداد نفتکش‌های صدمه دیده در محدوده دریای عمان در حال افزایش است/ کشور‌ها فریب دروغ باز بودن تنگه هرمز را نخورند وقوع انفجار مهیب در بغداد + جزییات و عکس ربوده شدن ۲۰ نیروی پلیس در بلوچستان پاکستان ادعای فرمانده سنتکام درباره محاصره دریایی ایران بالا گرفتن تنش‌ها بین نتانیاهو و بن گویر در آستانه انتخابات
یادداشت حنیف غفاری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

فروریختن دومینوی آمریکایی

بسیاری از راهبردنویسان حوزه امنیت بین الملل و سیاست خارجی آمریکا نسبت به عوارض راهبردی شکست کاخ سفید در جنگ رمضان هشدار داده‌اند. متحدانی که با بازیگرِ شکست‌خورده پیوند داشتند، برای حفظ بقای خود، به سمتِ قطبِ جدیدِ قدرت حرکت می‌کنند.
حنیف غفاری؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۶:۴۳ - ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ - 2026 September 01
کد خبر: ۳۱۷۳۹۶

فروریختن دومینوی آمریکایی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ منابع رسانه ای از پاسخ منفی واشنگتن به ریاض در خصوص ورود مستقیم به جنگ با انصارالله یمن پرده برداشتند. بر این اساس محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان از دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا خواست تا رهبری عملیات نظامی علیه انصارالله یمن را بر عهده بگیرد. این درخواست در جریان دیدار با برد کوپر (فرمانده سنتکام) مطرح شد. واشنگتن رهبری مستقیم این عملیات را  رد کرده است، اما موافقت کرد تا از عملیات‌های عربستان علیه مقاومت یمن حمایت کند.

آسیب‌رسان‌ترین پیامد شکست آمریکا در جنگ رمضان، از دست رفتن «اعتبار شبکه ای » این کشور مداخله گر است

همانگونه که مسجل است شکست مطلق واشنگتن در جنگ رمضان، تأثیر سلبی و مستقیمی بر مناسبات سنتی و از پیش تعریف شده شبکه "حامی-پیرو" کاخ سفید در غرب آسیا و نظام بین الملل گذاشته است. در تئوری‌های کلاسیک روابط بین‌الملل، اغلب بر «توانایی‌ها» و «قدرت‌نمایی‌ها» تمرکز می‌شود؛ اما واقعیتِ بی‌رحمِ سیاست جهانی، زمانی خود را نشان می‌دهد که یک «شکست» رخ می‌دهد. در بازیِ پیچیده‌ی ژئوپلیتیک، هیچ شکست یا پیروزی‌ای در خلأ رخ نمی‌دهد. وقتی یک بازیگر اصلی در میدان عمل، چه در سطح نظامی، چه در اقتصاد و چه در سطح دیپلماتیک با شکست مواجه می‌شود، این فرآیند تنها به پایانِ فعالیت‌های آن بازیگر ختم نمی‌شود، بلکه مانند یک موجِ ویرانگر، تمام مناسبات، مهره‌های وابسته و زیرساخت‌های پیوند خورده با آن را نیز درگیر می‌کند.

نخستین و در عین حال آسیب‌رسان‌ترین پیامد شکست آمریکا در جنگ رمضان، از دست رفتن «اعتبار شبکه ای » این کشور مداخله گر است. در روابط بین‌الملل، اعتبار ارزه‌ای است که به تصمیماتِ یک بازیگر وزن می‌دهد. وقتی یک بازیگر در اجرای تهدیدات خود، در پایداری اقتصادی یا در وفای به پیمان‌های بین‌المللی شکست می‌خورد، «هاله‌ قدرت ادعایی » اش شکسته می‌شود. این فرآیند، فراتر از نقصِ فنی و به مثابه شکست اعتباری-روانی محسوب می شود . وقتی اعتبارِ یک بازیگر فرو می‌ریزد، دیگر تواناییِ «بازدارندگی» را از دست می‌دهد. در نتیجه، سایر بازیگران با جسارت بیشتری به زیر سؤال بردنِ منافعِش می‌پردازند. این یعنی شکستِ یک بازیگر، راه را برای شکست‌هایِ زنجیره‌ایِ دیگر در همان منطقه هموار می‌کند.

چنین قاعده ای در صحنه تقابل عربستان سعودی و مقاومت یمن نیز انعکاس پیدا کرده است. استیصال آل سعود در برابر انصارالله روز به روز نمود بیشتری پیدا می کند و اصلی ترین حامی ریاض نیز قدرت مدیریت چنین معادله چندمجهولی و پیچیده ای را از دست داده است.

هفته های اخیر بسیاری از راهبردنویسان و تحلیلگران حوزه امنیت بین الملل و سیاست خارجی آمریکا نسبت به عوارض راهبردی شکست کاخ سفید در جنگ رمضان هشدار داده اند. صورت مسئله گویاست: متحدانی که با بازیگرِ شکست‌خورده پیوند داشتند، برای حفظ بقای خود، به سرعت به سمتِ قطبِ جدیدِ قدرت حرکت می‌کنند. این «تغییرِ جهتِ راهبردی» توسط متحدان، نه بر اساسِ ارزش‌های مشترک، بلکه بر اساسِ «واقع‌گراییِ ناخواسته » رخ می‌دهد. در این روند، گروه‌ها یا دولت‌های کوچکی که به عنوان بازویِ قدرتِ بازیگرِ اصلی عمل می‌کردند، با فروپاشیِ حامیِ خود، به سرعت بی‌دفاع و آسیب‌پذیر می‌شوند.

آن‌ها که روزی از قدرتِ حامی خود بهره می‌بردند، حالا در برابرِ رقبایِ جدید، تنها و مستأصل هستند. اینجاست که «هزینه انسانی و سیاسی» شکستِ یک بازیگر، به بدترین شکل ممکن به مهره‌هایِ ضعیف‌تر منتقل می‌شود. محصول نهایی این روند، دفرمه سازی منظومه های سنتی (بدون خلق یک منظومه جایگزین) است. این روند، ترجمانی از شکست مشترک آمریکا و مهره های بازی آن در مناطق گوناگون جهان خواهد بود. 

ارسال نظر
captcha
آخرین اخبار